خرید بک لینک
سرود ملامحمدجان در بیان سوزِ دل عایشه، دختر عاشقی است که نذر گرفته در ایام نوروز به مزار شریف برود و در جوار آرامگاه مولا علی دعا کند، تا آرزویش که رسیدن به ملامحمدجان است برآورده گردد.در رابطه با داس

برچسب: نویسنده: نگار صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 1 آبان 1398 ساعت: 5:31

یه دانش آموز داشتم کلی تو مشق غلط داشت در حالی که در بقیه درسها خوب بود گفتم چغدر خنگه با این قیافه وخانواده بعدش فهمیدم که چشمش ضعیف بود

حالا همین بلا به سر خودم امد گاهی چشمانم ریب میزنه گاهی سالمه با سردرد گاه گاهی که دارم کلی غلط دارم به خودم دارن ور چسب میزن

هیچ وقت زود قضاوت نکنیم دنیاه بی جواب نمیذاره

برچسب: نویسنده: نگار صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 1 آبان 1398 ساعت: 5:31

روزی در دُر گرانبهای پادشاه لکه سیاهی مشاهده شد هر کاری درباریان کردند نتوانستد رفع لکه کنند هر جایی وزیرمراجعه کرد کسی علت را نتوانست پیدا کندتا مرد فقیری گفت من میدانم چرا دُر سیاه شدهپس مرد فقیر ر

برچسب: نویسنده: نگار صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 1 آبان 1398 ساعت: 5:31

ﻣﺎﺩﺭﻱ ﭘﯿﺮ ﻣﺮﺍ،ﻧﮑﺘﻪ ﺍﯼ ﺯﯾﺒﺎ ﮔﻔﺖ !ﺍﺯ ﺑﺪ ﺩﻧﯿﺎ ﮔﻔﺖ !.ﮔﻔﺖ ﻃﺎﻭﻭﺱ ﻣﺸﻮﮐﻪ ﺑﻪ ﻋﯿﺒﺖ ﺧﯿﺰﻧﺪ،ﮔﺮ ﺷﻮﯼ ﺷﻌﻠﻪ ﺷﻤﻊ،ﺯﯾﺮ ﭘﺎﯾﺖ ﺭﯾﺰﻧﺪ !ﮔﻔﺖ : ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﻣﺸﻮ،ﮐﻪ ﺑﻪ ﺳﺮﮔﺮﺩﺍﻧﯽ،ﻻﯼ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﮐﺘﺎﺏ،ﺳﺎﻟﻬﺎ ﻣﯿﻤﺎﻧﯽ !ﻧﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﺑﺎﺵ ﻧﻪ ﺧﺎﮎ،ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺧ

برچسب: نویسنده: نگار صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 1 آبان 1398 ساعت: 5:31

دوست تعریف میکرد بعضی از این اقا زاده ها با روشهای مختلف شکنجه یا هرکاری می کردن که بحساب براشون پیشگویی کنم بعد به تقلید از یه فیلم به اسم حرام زاده های لعنتی که در اون فیلم یهودی ها به روشهای وحشی گ

برچسب: نویسنده: نگار صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 1 آبان 1398 ساعت: 5:31

نه کسی آید به برم نه ز کس باشد خبرمبه خدا هر جا گذرم تو جلوه گریسوی تو آزرده دلم به بلا خو کرده دلمبه غمت پرورده دلم ای اشک فریببه خدا دلهای منی به شب من ماه منیز گلو جان کهنه منی هم رزم منیتو مرا از

برچسب: نویسنده: نگار صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 1 آبان 1398 ساعت: 5:31

از لحظه ای که رفتی ، بارون داره می بارهاین دل دیگه توان رفتنت رو ندارهاز لحظه ای که رفتی ، ستاره سرنگونهآینه عزا گرفته ، دل ترانه خونهاز لحظه ای که رفتی ، دنیا رو شونه هامهاندوه رفتن تو ، هر ثانیه باه

برچسب: نویسنده: نگار صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 1 آبان 1398 ساعت: 5:31

اشک رازیستلبخند رازیستعشق رازیستاشک آن شب لبخند عشقم بود قصه نیستم که بگویینغمه نیستم که بخوانیصدا نیستم که بشنوییا چیزی چنان که ببینییا چیزی چنان که بدانیمن درد مشترکم مرا فریاد کن درخت با جنگل سخن

برچسب: نویسنده: نگار صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 1 آبان 1398 ساعت: 5:31

خداحافظ ای جوانی من، شادمانی من، یار نیمهراهمخداحافظ ای که سایه صفت، همچنان ز پیات میدود نگاهمخداحافظ ای جوانی من، شادمانی من، یار نیمهراهمخداحافظ ای که سایه صفت، همچنان ز پیات میدود نگاهم+++++

برچسب: نویسنده: نگار صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 1 آبان 1398 ساعت: 5:31

درگیر تو بودم که نمازم به قضا رفتدر من غزلی درد کشید و سرِ زا رفتسجاده گشودم که بخوانم غزلم راسمتی که تویی عقربه قبله نما رفتدر بین غزل نام تو را داد زدم ، دادآنگونه که تا آن سر این کوچه صدا رفتبیرون

برچسب: نویسنده: نگار صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 1 آبان 1398 ساعت: 5:31

صفحه بندی